جزوه  انسان در اسلام

جلسه  اول  

تعریف انسان = انسان یک حیوان ناطقی است که درعرفان انسان موجودی متصل به خدا می باشد .دردنیا 3200 دین زنده وپویا وپیروانی دارد. داشتن کتاب حقانیتی را اثبات نمی کند. هر 50/60 سال ادیان جدید به وجود می آیند.


زرتشت آیا دین آسمانی است یا خیر = احتمال آسمانی بودنش بیشتر ازآسمانی نبودنش است. دلیل اول ازنظرعلامه طباطبائی  حضرت علی( ع) به امرای خود می فرمودند که بازرتشتیان مانند اهل کتاب با  آنها برخوردنمایند . دلیل دوم  خداوند در قرآن سور ه   حج (آیه 17) از کلمه مجو س نام برده است طبق نظر مشهور مفسران و نویسندگان ملل نحل مقصود از «مجوس» در قرآن همان زرتشتیان است.به این دو دلیل احتمال آسمانی بودن زرتشت زیاد است.


انسان دورویکرد دارد = 1-توحید (اسلامی ) بر مبنای وجود می گردد (خدا) انسان در خدمت خداست که همان خدا محوراست 2-غیرتوحیدی(غیراسلامی) که همه عالم در خدمت انسان است از جمله خدا. درنظراومانیسم اما انسان محوری وانسان سرپرستی می باشد.


اهمیت انسان شناسی = مقوله انسان شناسی در حوزه انسان شناسی دارای اهمیت زیادی است   از انسان به عنوان  ( ام المعارف )  یاد می کنند کسی که به هر معرفتی می خواهد برسد باید

(ام المعارف ) باشد . انسان همیشه سعی کرده طبیعت را بشناسد تا خود را .

جلسه  دوم    

دلایل اهمیت انسان شناسی را نام ببرید  = 1-تاثیرانسان شناسی برجهان بینی 2- تاثیر انسان شناسی درحداکثربهره برداری اززندگی دنیوی 3- تاثیرانسان شناسی دریافتن هویت واقعی

1-تاثیرانسان شناسی برجهان بینی: طیف وسیعی است مولفه ها ومقولات که درقالب اعتقادات درمورد هستی خدا ، انسان ،طبیعت  نمایان می شود ودر عین اینکه موئلفه های جهان بینی دارای متنوع وگستردگی هستند اما با یکدیگر در ارتباط تنگا تنگی دارند . مثال : خدا حکیم است یعنی کاربیهوده انجام نمی دهد

جهان بینی سه ضلع مثلث دارد =1- جهان طبیعت 2- انسان 3- خدا   

الف : تاثیر انسان شناسی بر خدا شناسی:انسان پس از شناخت درست ودقیق خود پی می برد که موجودی است نیازمند وبالاترین این نیازها نیاز انسان بعلت بوجود آورنده است شعر حافظ: پس ازکجاآمدم امدنم بهرچه بود همین سوال فتح الباب به حوزه خداشناسی است پاسخ هرچه می خواهد باشد درنهایت انسان پی به وجود موجودی می برد که اوعلت اصلی تحقق اوست.

ب: تاثیر انسان شناسی بر معاد شناسی: انسان اگر به درستی به شناسایی وجود خود بپردازد خود را موجودی دو بعدی می یابد (جسماین و روحانی)تکلیف بر جسم پس از مرگ روشن است . پس سوال اینجاست؟ سرنوشت روح به عنوان بعد غیر مادی انسان که تابع قوانین ماده نیست؟ چه خواهد شد؟ این سوال دریچه ورورد انسان به بحث معاد شناسی است.

ج:تاثیرانسان شناسی بر جهان شناسی: 1- انسان به شناخت هر پدیده ای اگر بخواهد نائل شود باید از قوای ادراکی خود که شامل عقل- تجربه- تجربه حسی و شهود است ، استفاده کند در شناخت جهان نیز از همین ابزار کمک خواهیم گرفت این که انسان چه ابزارهایی برای شناخت دارد و هر کدام هم از این بین چه توان و عملکردی دارند در بحث انسان شناسی آشکار می شود پس انسان شناسی تاثیر مستقیم بر جهان شناسی دارد. 2- انسان در شناخت خود پی می برد که موجودی است جسمانی و روحانی این نتیجه که ماحصل شناخت انسان نسبت به خود است به او این تلنگر را می زند که جهان فقط جسم و ماده نیست.

2- تاثیر انسان شناسی درحداکثربهره برداری اززندگی دنیوی:زندگی دنیوی فرصت محدودی است که فقط برای یک بار به هر انسان داده می شود و باید بهترین و بیشترین استفاده را از این فرصت به دست آورد. سوال؟ شاخصه اصلی سود و زیان و بهره برداری از زندگی چیست؟ پول زیاد ، زندگی مرفه ، تحصیلات بیشترو....؟

اصلی ترین ملاک در تعیین سود و زیان بر می گردد به تعریف و تفسیر انسان و انسانیت که یکی از دو شکل زیر است: 

الف: انسانی که انسان را صرفا مادی و ماده تفسیر می کند ، زندگی بهتر ، رفاه بیشتر به هر قیمتی

ب:  انسانی که انسان را مخلوق و موجودی در مسیر رسیدن به کمال تفسیر میکند.آفرینشانسان هدفمند است و آنچه ملاک سود و زیان است تاثیر یک پدیده در رسیدن به کمال است  

3- تاثیرانسان شناسی دریافتن هویت واقعی:انسان و انسان شناسی با شناخت سایر پدیده ها ی عالم متفاوت است . انسان یک مفهوم کلی است که فقط در ذیل افراد و مصادیق خود قابل شناخت است . شناخت صفات انسان در شناخت هویت واقعی ما نقش مستقیم و تاثیر گذار دارد به طور مثال کسی که در انسان شناسی پی به وجود فطرتی پاک و خدا جو می برد و دیدگاهش نسبت به خودش و زندگیش متفاوت خواهد بود و این شخص در آستانه یافتن هویت واقعی خود است .

                                                   جلسه سوم 

                               انسان شناسی با خودشناسی فرق می کند

رویگردهای مختلف درانسان شناسی = 1- رویگرد عرفانی 2-رویگردعقلی وفلسفی 3-رویگردتجربی وتاریخی 4-رویگرد دینی و(ترکیبی)

رویگرد عرفانی = این روشن بیشتر از هرگروهی ابزاردست عرفا است نقطه اتکای این روش, دل فلسفه و نفس است دراین روش با اتکا بر کشف شهود که ما اثر بر تکیه بر نفس است با شناخت آن جهان عالم خدا وانسان می پردازد عرفا بد لیل شهود حقیقت هستند این روش یکی از حساسترین پرخطرترین ودشوارترین روش های شناخت است که معمولاباید تحت نظر یک بی راه رفته صورت پذیرد ترک این مرحله بی همرای خیر ممکن ظلمات است بستر گمراهی شمس تبریزی ، مولانا ، عطار عرفا تمام پدیده های عالم را بیشتر به مدد علم حضوری مورد شناسایی قرار دهند انسان هم از این قاعده مستثنی نیست

رویکردعقلی وفلسفی = بیشترابزاردست فلاسفه است دراین روش عقل محور اصلی مباحث است وهمه موضوعات ازجمله انسان از منظر عقل مورد بررسی قرار می گیرد فلاسفه ای که ابن سینا ،ملاصدرا ، سهروردی                                                     

ملاصدرا می گوید انسان دارای سه بعد است =1-انسانی است حسی--- فناپذیراست 2-انسانی است عقلانی حقیقت وجودی انسان این روش است وجاودانه است 3-وجودشبحی برزخی --- حد وسط فاصله بین انسان حسی وعقلانی

دیدگاه دوم ملاصدرا =1- بطن درآخرت نمایان می شود 2- ظهر درعالم ماده است

دیدگاه فلاسفه وعرفان= واجب انسان یک عبارتی دارد که انسان چکیده عالم دارد که عبارتی به کارمی برند برای انسان که عالم صغیرکل عالم را می گویند انسان کبیر

رویکرد تجربی وتاریخی = انسان همواره از منتظرهای مختلفی مورد مطالعه علوم قرارگرفته است وما اثر این مطالعات شکل گیری علومی چون روان شناسی جامعه شناسی پزشکی انسان شناسی جعرافیایی تاریج وغیره هست البته خاطر نشان می کنیم که اطلاعات این دسته از علوم که به آنها علوم تجربی می گویم محصول آزمایش ومشاهده است این اطلاعات با اطلاعاتی که در بحث های جهان بینی انسان مطرح می شود فرق دارد نباید توقع داشت که درمباحث جهابینی انسان به وضوح علوم تجربی بررسی شود باید توجه داشت که محصولات انسانشناسی تجربی وتاریخی فقط بعنوان ابزار درانسان شناسی بکار گرفته می شود واتکای صرف به هریک ازروشها دربحث شناخت انسان موجب گمراهی است

 رویکردانسان شناسی دینی یا ترکیبی = فلسفه پیدایش دین وجود انسان است پس علی القاعده در آموزه های دینی درپیرامون انسان وشناخت او مطالب قابل توجهی وجود دارد انسان بعد از خدا اصلی ترین محور ادیان است.

مهمترین ویژگی این روش دینی وترکیبی = 1-مهمترین روش حجتیت واعتبار آن است زیرا منشا آن وحی است 2-دراین روش به همه ابعاد وجودی انسان درحوزه جسم وروح توجه شده است درحالی که درسایر روشهای که بیان شده معمولا به یکی ازابعاد انسان بیشتر توجه می شود 3-اختلاف آرا ونظریابی که درپیروان روشهاس انسانشناسی قبلی وجود دارد دراین روش وجود ندارد.درهیچ یک از روشهای انسان شناسی به اندازه انسان شناسی دینی به همه ابعاد وجودی انسان توجه نشده است 4-درانسان شناسی دینی ازسایر روشهاس انسان شناسی نیز استفاده می شود.

نکته : اگر درشناخت انسان روش دینی وآموزهای آن را نادیده بگیریم وسعی کنیم فقط به مدد روشهای عقلی وعرفانی ویا تجربی صرف انسان را بشناسیم به بی راه خواهیم رفت.

ماکس شلر فیلسوف وجامعه شناس آلمانی می گوید : علوم تخصصی که پیوست تعداد شان روبه افزاش است وبا مسائل  انسان سروکاردارد بیشتربیانگرذات انسان درپرده حجاب اند تا روشنگرآن .

ارنست کاسیررفیلسوف وانسان شناس معرف آلمانی می گوید: فقط از یک راه می توان به رمز طبیعت بشر پی برد وآن راه دین است. 

                                                              جلسه چهارم 

آفرینش انسان از منظر قرآن :

 آیاتی که ازمنشاء آفرینش انسان اشاره دارند که به چهار دسته تقسیم می شوند: 1-آیاتی که آفرینش انسان را از خاک یا گل می داند 2-آیاتی که منشاء آفرینش انسان را آب می داند 3- آیاتی که پیدایش انسان را ازنطفه می داند 4- آیاتی که همه انسانها را ازنسل حضرت آدم می دانند

 آیاتی که آفرینش انسان را از خاک یا گل می داند را نام ببرید : 1- آیاتی که به حضرت آدم اختصاص دارد مثل آل عمران آیه 59 2- آیاتی که برهمه انسانها قابل صدق اند آیه 67  سوره غافرهوالذی خلقکم من تراب .

آیاتی که آفرینش انسان را ازخاک یا گل می داند را توضیح دهید : آیاتی که منشاء آفرینش انسان از خاک وگل وامسال آن می داند متعد هستند وبا عبارتهای چون زمین وخاک وگل وگل سیاه بدبوی وگل چسبنده وعبارتهای این چنین درقرآن مطرح شده اند این اختلاف بر می گردد به اینکه درهر عبارت به وجه ای خاصی از آفرینش اسنان اشاره شده است به عبارت دیگر هر کدام از این عبارات یک مرحله از خلفت انسان باید توجه داشت که خلفت ازگل به طور مستفیم به حضرت آدم وبطور غیرمستقیم به سایر انسانها برمی گردد.

آیاتی که منشاء آفرینش انسان را آب می داند: درآیه 54 سوره مبارکه فرقان آمده است وهوالذی خلق من الماء بشرا" که دراین آیه سه تابیر وجود دارد .

 درمورد واژه آب دراین آیه سه تعبیروجود دارد را نام ببرید  1- منظور از آب همان آبی است درخلقت اولیه انسان با خاک مخلوط و گل را بوجود آورد ه است 2-منظور اشاره به مفهوم ایاتی دیگر از قرآن که خلقت همه موجودات را از آب می داند مثل آیه 30 سوره انبیاء وجعلنا من الماء کل شی ء حی 3- مقصود آفرینش انسان از نطفه است .

ازنظر مفصران آیاتی درباره آفرینش انسان از نطفه ، دو احتمال وجود دارد : 1- آیاتی که فقط به همین مرحله از آفرینش انسان توجه دارد مثل آیه 4 سوره نعل حلق الانسان من نطفه -- و آیاتی که به مراحل قبل ازنطفه یعنی خلقت انسان از خاک نیز اشاره می کند مثل آیه 5 سوره حج فانا خلقنا کم من تراب ثم من نطفه 2- درمورد دسته دوم دونظر وجود دارد الف: از آنجای که نطفه اولیه انسان از مواد غذایی است ومنشاء مواد غذایی از خاک است این آیه قبل از نطفه اشاره به خاک دارد-- ب : این آیات ابتدا به خلقت حضرت آدم اشاره دارد وسپس به خلقت بقیه انسانها .

آیاتی که همه انسانها را از نسل حضرت آدم می دانند : مثلا" درآیه 189 سوره مبارکه اعراب آمده است اوست آنکس که آدم را ازنسل آدمی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا به وسیله آن آرام گیرد .

شگفتیها یا اعجازعلمی قرآن : اعجاز بودن قرآن از جنبه های مختلف قابل تحقیق وبررسی است یکی از این جنبه ها اعجاز علمی قرآن است بسیاری از مطالب علمی قبل از آنکه علم به آنها برسد درقرآن مطرح شده است ازجمله کروی بودن زمین وزوجیت در گیاهان وجانوران مراحل رشد جنین ومواردی از این قبیل مثلا تاقبل از اختراح میکروسکوپ معتقد بودند که جنس نر نقش اصلی دربوجود آورنده جنین بازی می کنند وجسن ماده فقط پرورش دهنده آن است آما قرآن پیدایش انسان را محدود هر دو جنس می داند درقرآن ده مرحله برای بوجود آمدند تا تولد جنین مطرح شده است که به عبارتند از 1- منی 2- نطفه 3-علقه 4- مضغه 5- تصویروتسویه 6- تشکیل استخوانها 7- رویش گوشت 8- تعیین جنسیت جنین 9- دمیدن روح 10- تولد

نکته : قرآن طوری نازل شده است که در هرعصری دلیل جدیدی برای اعجاز داشته باشد اما امروز اعجاز علمی قرآن بسیار مورد توجه است شخصی از امام صادق ع  پرسید چرا قرآن هر قدر زمان می گذرد ومفاهیمش گسترش می یاید تکراری نمی شود وهمیشه تازه است امام صادق ع  فرمودند خداوند قرآن را برای زمان خاص یا مردم خاصی قرار نداده است پس قرآن در هر زمانی جدید است وبرای همه ملل تا روز قیامت دارای تازگی وطراوت است.





                                                             جلسه پنجم 

دلایل اثبات روح

مهم امتحانی

* دلایل اثبات روح به سه دسته تقسیم میشوند : 1- دلایل قرآنی 2- دلایل عقلی 3- دلایل تجربی

دلایل قرآنی واثبات روح به سه دسته کلی تقسیم میشوند : 1- آیاتی که به نحوه آفرینش انسان اشاره دارند ودر آخرین مرحله آفرینش به دمیدن روح می پردازند 2- آیاتی که درمرحله روح مطالبی را بیان می کند 3- آیاتی که اشاره به اعذاب و پاداش عالم پس از مرگ .

1- دسته اول آیات (آیاتی که به نحوه آفرینش انسان اشاره دارند ودر آخرین مرحله آفرینش به دمیدن روح می پردازند) توضیح دهید؟ : دراین گروه از آیات نحوه آفرینش انسان از ابتداء مطرح ودر نهایت به مرحله ای اشاره می شوند که کاملا با مراحل قبل متفاوت است سوره مومنون آیه 14 ((... آنگاه آفرینش دیگر پدید آوردیم آفرین باد برخدا که بهترین آفریندگان است)) سوره سجده آیه 9 (( خداوند اندام انسان را موزون آفرید وسپس از روح خودش در وی دمید)) همانگونه که مشخص می شود در این آیه نحوه آفرینش جسم انسان کاملا از روح جداست .

2- دسته دوم آیات  (آیاتی که درمرحله روح مطالبی را بیان می کند) را توضیح دهید؟ : دراین آیات به مسئله مرگ یا قبض روح اشاره شده است مثلا درسوره مبارگه زمر آیه /42 ((خداوند می فرماید خداوند روح مردم را هنگام مرکشان به تمامی باز می ستاند)) آنچه از این آیات اثبات می شود که انسان موجود دو بعدی که هنگام مرگ روح از بدن جدا میشود یا سوره انعام آیه /93(( اخرجوا انفسکم )) . فرشته مرگ خطاب به ظالمان می گوید جانهایتان را بیرون دهید تمام این نوع آیات اثبات کننده وجود روح بعنوان بعد غیرمادی انسان است .

 3- دسته سوم( آیاتی که اشاره به اعذاب  و پاداش عالم پس از مرگ را توضیح دهید؟ :  آیاتی به کیفیت اعذاب و پاداش در عالم پس از مرگز اشاره دارند بر اصل روح مبتنی هستند بررسی اعمال انسان بدون وجود روح پس از مرگ ممکن نیست زیرا جسم وجود روح دردنیا باقی مانده واز بین می رود پس این روح است که متحمل اعذاب یا پاداش در عامل پس از مرگز می شود مثلا درآیه 154 سوره بقره و169 سوره آل عمران به زنده بودن شهدا و روزی گرفتن آنها اشاره شده است که این قضیه اثبات کننده وجود روح است



* دلایل  عقلی اثبات  روح به سه دسته تقسیم می شوند : 1- ثبات شخصیت درفرد 2- نسبت دادن اعضای بدن به خود 3- غیر مادی بودن برخی از امور مربوط به انسان

دلایل عقلی اثبات روح نسبت به ثبات شخصیت درفرد را توضیح دهید : علم اثبات کرده است که هر7 سال کل سوالهای بدن عوض می شود اگر انسان بعد غیر مادی به غیرجسم نداشته باشد علی القاعده باید احساس کند پس از چند سال آدم دیگریست درحالی که دیدن عکس های گذشته به هیچ وجه این احساس را درانسان به وجود نمی آورد که صاحب عکس شخص دیگریست .

 دلایل عقلی اثبات روح نسبت دادن اعضای بدن به خود را توضیح دهید : یکی دیگراز دلایل عقلی اثبات روح نسبت دادن اعضای و جوارح به یک من است دست من ، پای من ، چشم من ، و.... اگرمن انسان با بدن او مساوی باشد پس چرا دیگر این اندام را باز به من نسبت می دهند ؟

دلایل عقلی اثبات روح نسبت به غیرمادی بودن برخی از امور مربوطه به انسان را توضیح دهید : در وجود انسان پدیده های وجود دارد که به هیچ وجه ماهیت مادی ندارد مثل درد شغل ، عشق، ترس ، ومواردی از این قبیل خود این امور نشان دهنده وجود روح یا بعد غیرمادی درانسان است .




* دلایل تجربی اثبات روح را به چهار دسته تقسیم می کنند : 1- تله پاتی 2- قرارگرفتن درآستانه مرگ وتجربه افراد از این لحظات 3- ارتباط با ارواح 4- تصرف درعالم طبیعت .

دلایل تجربی اثبات روح نسبت به تله پاتی را توضیح دهید : تله پاتی شیوه ای از ادراک است که درآن فرد اندیشه وذهنی خود را بدونه هیچ واسطه ای به شخص دیگری منتقل می کند بطور مثال فردی طرحی گویی یک کاغذ ترسیم می کند وشخص دیگری همان طرح را درهمان زمان و درمکان دیگری عینا" ترسیم می کند جالب این است که آزمایش های گوناگون برای اثبات تصادفی نبودن این اتقاق صورت گرفته است خود این ارتباط نشان دهنده وجود روح با بعد غیرمادی است .

 دلایل تجربی اثبات روح نسبت به قرارگرفتن درآستانه مرگ : بارها اتفاق افتاده است که درطول تاریخ روح یک شخص از جسم او جدا وبعد دوباره به جسمش بازگشته است عمدتا" این افراد پس از بازگشت ادراکات خود را از آن حالات این گونه بیان می کند شنیدن صداهای بلند ودیدن بدن خود قرارگرفتن ازفضای پراز نور دیدن نزدیکان که قبلا که مردند ومواردی ازاین قبیل .

 دلایل تجربی اثبات روح نسبت به تصرف درعالم طبیعت : یکی دیگرازدلایل اثبات وجود روح براساس شواهد تجربی تصرف درقوانین طبیعت است که توسط بعضی از انسانها درعالم طبیعت روخ داده است مثل حرکت دادن اجسام بسیارسخت وسنگین با نگاه ومواردی ازاین دست که این نشان دهنده بعد غیرمادی انسان است که ازلحاظ قدرت فراترازاعضاء و جوارح اوست . 

ارتباط با ارواح : یکی دیگر از دلایل تجربی اثبات روح ارتباطی است که در شرایط خاص با ارواح مردگان برقرار شده است معمولا در چنین جلسه ای این ارتباط بین یک مرده و جمع حاضر یک فرد که به آن واسطه یا مدیوم می گویند صورت می گیرد.

 تهیه کننده:مهدی پور

تنظیم :نادر مرادی

 



تاريخ : سه شنبه 1392/06/05 | 12:8 | نویسنده : نادر مرادی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.